تبلیغات
یقین


امروز :
یقین
بهترین چیز برای قلب
«زندگی بجز دینداری نیست و مرگ جز با از دست دادن یقین»

بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 26 بهمن 1390

جهان هرگز باور نداشت که این چنین روزهایی را ببیند، سالها بود که راه و یاد انبیاء فراموش شده بود و ذخائر خدا نیز همچون ستارگانی که در ظلمت شب می درخشند، جز به چشم بیداران نمی آمدند، تا ناگاه خورشیدی دیگر متولد شد و انفجار عظیمی از نور شب را شکست و اراده حق از وجود مؤمنینی که لایق آیینگی بودند تجلی یافت و آخرین عصر جاهلیت نیز با انقلاب اسلامی ایران سپری شد.

  

 

 

14 قرن گذشت و 14 کنگره از کاخ کسری یکایک فرو ریخت و عصر شاهان سپری شد و اکنون جهان منتظر توست.کجاست آنکه آخر شاهنامه را در وصف تو بسراید.

«سید شهیدان اهل قلم، سید مرتضی آوینی»




طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: آخر شاهنامه/،
ارسال توسط محمدمهدی
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 19 بهمن 1390

میلاد پیامبر صلی الله علیه و آله و امام صادق علیه السلام

در محیطی که تمامی افقهای آن را جهل و نادانی فرا گرفته بود و کارهای ناروا، جنگهای خانمان برانداز، چپاولگری، دخترکشی، و .. . فضائل اخلاقی و سجایای انسانی را از بین برده بود. تا آنجا که جامعه عرب به طرف بربریت کامل پیش می رفت، و هیچ اثری از تمدن و انسانیت وجود نداشت؛ مولودی پا به عرصه وجود نهاد که با تولد خود سراسر جهان را نورافشانی کرده، جهل و نادانی را زدود و علم و تمدن را به بشر ارزانی داشته و جهان بشریت را از بدبختی و ضلالت نجات بخشیده و از انسانهای بدوی، امتی واحد و متمدن به وجود آورد . این مولود پر برکت نبود جز وجود مبارک پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله؛ که آخرین فرستاده خدا بر مردم بود.

تولد آن حضرت بنا به نوشته سیره نویسان در عام الفیل (سال 570 میلادی) بوده زیرا که آن حضرت در سال 632 میلادی رحلت فرموده اند و سن مبارک او هنگام وفات 62 یا 63 سال بوده. اکثر مورخان و محدثان اتفاق بر این معنا دارند.

ولی اختلاف در روز تولد آن حضرت است که مشهور و معروف بین محدثان شیعه این است که حضرت در روز 17 ربیع الاول، روز جمعه، پس از طلوع فجر؛ چشم به جهان گشود و موقع تولد فرمود: «الله اکبر والحمد لله کثیرا سبحان الله بکرة و اصیلا».

هنگامی که آن حضرت متولد شد، ایوان کسری شکافته شد و 14 کنگره آن فرو ریخت، آتشکده فارس که هزار سال روشن بود ، خاموش شد، دریاچه ساوه خشک گردید، بتهای بتخانه مکه فرو ریخت، نوری از آن حضرت به سوی آسمان بلند شد که شعاع آن نور، فرسنگها از اطراف خود را روشن ساخت، انوشیروان خواب وحشتناکی دید و ... (تاریخ یعقوبی: ج 2، ص 8) . و اینها همه، نوید از یک تحول بزرگ و رویدادی مهم می داد که بساط پادشاهان و بتکده های بت پرستان را ویران خواهد کرد و طرحی نو درخواهد افکند.

در سال هشتاد هجری نیز درست در همین روز (17 ربیع الاول) سلاله پاک پیامبر عظیم الشان، رئیس مذهب جعفری یعنی امام جعفر صادق علیه السلام دیده به جهان گشود.

این دو تولد پربرکت بر همه مسلمانان جهان مبارک باد.




طبقه بندی: اعتقادی، 
ارسال توسط محمدمهدی
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 15 بهمن 1390

امام کاظم علیه السلام :

مردی از قم قیام می کند و مردم را بسوی حق فرامی خواند، بر گِرد او قومی همچون پاره های آهن اجتماع می کنند ، تندباد حوادث آنان را متزلزل نمی سازد ، از جنگ خسته نمی شوند و      نمی ترسند، بر خدا توکل می کنند و عاقبت از آن متقین است.

امام خمینی رحمت الله علیه

 




طبقه بندی: حدیث،  اجتماعی، 
ارسال توسط محمدمهدی
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 11 بهمن 1390

«وَ اِن تَتَوَلَّوا یَستَبدِل قَوماً غَیرَکُم ثُمَّ لایَکُونُوا اَمثالَکُم» 

«و اگر روی برگردانید [خداوند] جای شما را به مردمی غیر از شما خواهد داد که مانند شما نیستند».

«سوره مبارکه محمد، آیه 38»

از رسول اکرم صلی الله علیه و آله پرسیدند:  اینان، که اگر ما روی برتابیم، خداوند آنها را به جای ما قرار می دهد، چه کسانی هستند؟ حضرت در حالی که دست بر شانه سلمان فارسی می زدند، فرمودند: «این مرد و هموطنانش. قسم به کسی که جانم در دست اوست، اگر ایمان به ثریا آویخته باشد، مردانی از فارس به آن دست می یابند».

«میزان الحکمه، ج10»




طبقه بندی: قرآن،  حدیث، 
ارسال توسط محمدمهدی
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 10 بهمن 1390

- دویست دینار قرض دارم که در پس دادنش مانده ام. صد دینار که خرج خانه و مغازه ام می شود. آن را هم ندارم. به پنجاه دینارهای معاملات تابستانی امید داشتم که آن هم به هم خورد. گیج شده ام. مانده ام چه کنم. هر دری را می زنم بسته می شود.

امام علیه السلام دستور داد کیسه ای اشرفی بیاورند: «چهارصد دینار درش هست. کمکت خواهد بود».

گفتم : «نه. منظورم کمک گرفتن نبود. فقط خواستم دعایی بکنید.»

- باشد. دعا هم می کنم. ولی یک چیز را توجه کن. سختی ها و بیچارگی هایت را برای مردم شرح نده، اولین اثرش این است که در چشم مردم کسی می شوی که از روزگار شکست خورده. قدر و منزلت خودت کم می شود. «برگرفته از کتاب داستان راستان- شهید مطهری»




طبقه بندی: داستان و حكایت، 
ارسال توسط محمدمهدی
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 28 دی 1390

- با کسی که بیشتر از همه دوستش داری، دشمنی نکن!

من از ابوذر پند جامع و مانع خواسته بودم و او برایم این جمله ی بدیهی را نوشته بود.

اول گفتم شاید از چیزی خبر دارد.

هرچه فکر کردم دیدم من با کسی از دوستانم دشمنی ندارم.

اصلاً هیچ کس با محبوبش دشمنی ندارد.

گفتم پس لابد رمزی در کار است. دوباره نامه نوشتم.

جواب داد:

تو خودت را از همه بیشتر دوست داری.

آدمیزاد هر گناهی که می کند، دودش به چشم خودش می رود.

با کسی که بیشتر از همه دوستش داری، دشمنی نکن!

«برگرفته از کتاب داستان راستان-شهید مطهری»




طبقه بندی: داستان و حكایت، 
ارسال توسط محمدمهدی
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 27 دی 1390

«یاأَیتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ(27) ارْجِعِی إِلَى رَبِّكِ رَاضِیةً مَرْضِیةً (28) فَادْخُلِی فِی عِبَادِی (29) وَادْخُلِی جَنَّتِی(30)» «سوره مبارکه فجر، آیات 27تا30» 

«تو ای روح آرام‌یافته! به سوی پروردگارت بازگرد در حالی که هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است، پس در سلک بندگانم درآی، و در بهشتم وارد شو!»

روزی امام صادق علیه السلام فرمود: «سوره فجر» را در نمازهای واجب و نافله خود بخوانید که سوره امام حسین بن علی علیه السلام است و او به آن علاقمند بوده است.

ابو اُسامه پرسید: این سوره چگونه مخصوص حسین علیه السلام است؟

امام فرمود: مگر در این سوره، آیه‌ی «یا ایتها النفس المطمئنه. ارجعی الی ربک. راضیه مرضیه» را نشنیده ای؟ منظور از «نفس مطمئنه» حسین بن علی علیه السلام است. او دارای نفس مطمئن و راضی و مرضی خداست و اصحاب او از آل محمد صلی الله علیه وآله، در روز قیامت از خدا خشنود و راضی هستند، خداوند هم از ایشان راضی است.

کسی که همواره سوره «فجر» را قرائت کند، در بهشت با حسین بن علی علیه السلام در یک مرتبه قرار می‌گیرد. «بحار الانوار، ج 44، ص 218، حدیث 8 - کنز الفوائد»

 




طبقه بندی: قرآن،  حدیث، 
ارسال توسط محمدمهدی
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 20 دی 1390

عوام یعنی مردمی كه از همه خصوصیتهای مذكور محروم مانده‌اند، نه جاه و حشمت و جلال و عظمتی دارند و نه دارایی و ذخیره و ثروتی، و نه حیثیت و شأن و حرمتی. اینها نوعاً به فطرت اولیه انسانی و سلامت نفس نزدیكترند و به ارزشهای اخلاقی و كمالات ایمانی آراسته‌تر و به پذیرش حق و تسلیم در برابر آن متمایزترند. رهبر معظم انقلاب اسلامی در یكی از سخنرانی‌های خود به تعریف واژه‌های خواص و عوام پرداخته و در خصوص واژه خواص فرموده‌اند:

«خواص كسانی هستند كه وقتی عملی انجام می‌دهند، موضع‌گیری می‌كنند، راهی را انتخاب می‌كنند، از روی فكر و تحلیل است. می‌فهمند و تصمیم می‌گیرند و عمل می‌كنند. اینها خواصند.»

از منظر ایشان در بین خواص ممكن است افراد باسواد و بی‌سواد، روحانی، ثروتمند و فقیر، مخالف و موافق نظام باشند ولیكن در موضع‌گیری همانند عوام بدون فهم و تحلیل عمل نكنند. بلكه انتخابشان، تحلیلشان آگاهانه و مسئولانه خواهد بود و به همین دلیل حضورشان و وجودشان در جامعه نقش‌آفرین خواهد بود. علت اینكه اكثریت عمده جامعه و یا به عبارت دیگر عوام در كوفه، حضرت علی علیه السلام و مسلم را رها كردند و به طرف معاویه رفتند، به دلیل موضع‌گیری غلط خواص طرفدار حق بود. مقام معظم رهبری در این مورد می‌فرمایند:

«اگر خواص در هنگام خودش، كاری را كه لازم است تشخیص دادند و عمل كردند، تاریخ نجات پیدا می‌كند و حسین‌بن‌علی‌ها به كربلا كشانده نمی‌شوند. اگر خواص، بد بفهمند، یا فهمیدند با هم اختلاف پیدا كردند معلوم است كه در تاریخ كربلا تكرار خواهد شد.»

ایشان در یكی از خطبه‌های نماز جمعه علت لغزش خواص را انحراف از چهار چیز دانسته كه با رنگ باختن این چهار اصل زمینه انحراف پدید آمد: 1ـ‌عبودیت  2ـ معرفت  3ـ عدالت  4ـ محب


مشكل حضرت علی علیه السلام در زمان حكومتش خواص بودند كه حق را فهمیدند و به آن عمل نكردند و یا اینكه بد فهمیدند و در بین آنها اختلاف به وجود آمد و همین امر موجب شد كه حضرت علی علیه السلام در نهایت مظلومیت در مسجد و به هنگام نماز به دست همان خواص به شهادت برسد و شهادت امام در محراب برای مردم تعجب‌برانگیز باشد. و این سؤال برایشان پدید آمد كه مگر علی نماز هم می‌خواند! چرا این سؤال در ذهن مردم خطور می‌كند؟ چون دشمنان آن حضرت و خواص باطل و خواص كج‌اندیش كه فریفته ثروت، قدرت، شوكت و شهرت شده بودند علیه آن حضرت تبلیغات تخریبی نمودند و جو را علیه امام مسموم كردند. در این زمان یعنی نظام جمهوری اسلامی جایگاه خواص چگونه است؟

با نگرش به گفتار حضرت علی علیه السلام و رهبری نظام به خوبی آشكار می‌شود خواص جامعه چه كسانی هستند و الان در چه وضعیتی قرار دارند و آیا آن چهار اصل را به درستی انجام می‌دهند؟ آیا خواص جامعه به عبادت خود می‌پردازند؟ آیا خواص جامعه ما بندگی خدا را می‌كنند یا بندگی و عبودیت اقوام، جناح‌ها و گروههای سیاسی خود را؟ آیا خواص جامعه ما دغدغه عدالت اجتماعی را دارند؟ آیا آنها به فكر طبقه محروم جامعه كه از فقر اقتصادی ایمان خود را از دست می‌دهند، افتاده‌اند و چاره‌ای اندیشیده‌اند تا فاصله طبقاتی كمتر شود؟

 

تورم، بیكاری، ناهنجاری‌های اجتماعی و... مشكلاتی است كه باید خواص مشكل‌گشای آنها باشند. آیا بهتر نبود كه خواص جامعه ما به جای تحریك خشونت، محبت را در جامعه تزریق می‌كردند تا امروز عقده‌ها تبدیل به انفجار نمی‌شد؟ و چه زیبا بود كه مسئولان و خواص حق‌طلب به جای دعواهای سیاسی، قدرت‌طلبی و ثروت‌اندوزی، معرفت خود را نسبت به ولی‌نعمتهای انقلاب و نظام افزایش می‌داند تا امروز دچار این تشویش‌ها و نگرانی‌ها نمی‌شدیم. چه زیباست خواص جامعه ما، خودشان را وقف بدنه اصلی جامعه قرار دهند و از قوم‌گرایی و جناح‌بندی‌های سیاسی و انحصارگرایی پرهیز كنند چرا كه اگر خواص جامعه، عوام را فراموش كنند، قطعا عوام نیز آنهارا فراموش خواهند كرد. اگر خواص جامعه تحلیل‌های غلط به جامعه ارائه كنند، به طور طبیعی مسیر حركت جامعه به انحراف كشیده خواهد شد.


اگر خواص جامعه اختلاف‌‌نظرهایی مبنایی داشته باشند، جامعه شهروندان نیز به دو دستگی روی خواهند آورد. بنابراین شایسته است كه خواص چهار اصل عبادت ـ معرفت ـ عدالت و محبت را افزایش دهند تا جامعه دینی ما دچار افسردگی و ازهم‌گسیختگی نگردد و همان چیزی كه امام علی علیه السلام فرمودند خشنودی عامه، ناخشنودی خواص را در هدایت جامعه بی‌اثر خواهد ساخت و این همان رویه‌ای بود كه رهبر انقلاب اسلامی دنبال می‌كردند.




طبقه بندی: اجتماعی، 
ارسال توسط محمدمهدی
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 19 دی 1390

شک خواص




طبقه بندی: اجتماعی، 
ارسال توسط محمدمهدی
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 18 دی 1390

مقوله خواص و عوام از جمله مباحثی است كه از زمان‌های گذشته، همواره مورد توجه بوده است. یعنی حتی در ادوار گذشته نیز دو گروه خواص و عوام تشكیل‌دهنده محیط اجتماعی بوده‌اند.

جامعه به دلیل عملكرد منفی یكی از این دو گروه دچار انحطاط و گاهی به دلیل عملكرد مثبت آنان مسیر كمال و خوشبختی را طی می‌كند. البته اشتباهات خواص در امور اجتماعی اثر منفی و تخریبی بیشتری دارد ولی اگر عوام دچار اشتباهی شوند، میزان خسارت، بسیار كمتر خواهد بود، زیرا مسئولیت كمتری بر دوش آنها نهاده شده است. از سوی دیگر به همان میزان كه اشتباهات خواص جبران‌ناپذیر است، عملكرد مثبت آنها در روند پیشرفت و خوشبختی جامعه نقش‌آفرین خواهد بود. در اینجا بحث بر سر این است كه خواص و عوام چه كسانی هستند و ویژگی‌های آنان با توجه به دیدگاه نهج‌البلاغه چه می‌تواند باشد.
در یكی از توصیه‌های حضرت علی علیه السلام به مالك‌اشتر از دو طایفه عامه و خاصه نام برده شده و هر یك به اوصاف و ویژگی‌های منصف گشته‌اند.
  

«باید محبوب‌ترین كارها در نزد تو اموری باشند كه در حق با میانه‌روی موافق‌تر و در عدالت عام‌تر و گسترده‌تر و با رضایت رعیت هماهنگ‌تر است. چرا كه خشم عامه مردم، خشنودی خواص را بی‌اثر می‌سازد و ناخشنودی خاصان، در عین رضایت عموم جبران‌ناپذیر است و احدی از رعایا از نظر هزینه زندگی در حالت آسایش و صلح بر والی سنگین‌تر و به هنگام بروز مشكلات در همكاری كمتر و در اجرای انصاف ناراحت‌تر و به هنگام درخواست سؤال پراصرارتر و پس از اعطا و بخشش كم سپاس‌تر و به هنگام منع خواسته‌ها دیرعذرپذیرتر ودر ساعات رویارویی با مشكلات كم استقامت‌تر از خواص نمی‌باشند. ولی پایه دین و جمعیت مسلمین و ذخیره دفاع در برابر دشمنان، تنها عامه امت‌اند. بنابراین باید گوش تو به آنها و میل تو با آنان باشد.» (1)



ادامه مطلب
طبقه بندی: حدیث،  اجتماعی، 
ارسال توسط محمدمهدی
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 16 دی 1390

واجبات نماز یازده چیز است:

1-نیت 2-قیام (یعنی ایستادن) 3-تکبیرةالاحرام (یعنی گفتن الله اکبر در اول نماز) 4-رکوع 5-سجود 6-قرائت 7-ذکر 8-تشهد 9-سلام 10-ترتیب 11-موالات (یعنی پی در پی بودن اجزاء نماز).

 

واجبات رکنی: اگر انسان آنها را بجا نیاورد، یا در نماز اضافه کند، عمداً باشد یا اشتباهاً، نماز باطل می­شود.

واجبات غیر رکنی: اگر عمداً کم یا زیاد شود، نماز باطل می شود و چنانچه اشتباهاً کم یا زیاد شود نماز باطل نمی شود.

 

ارکان نماز: 1-نیت 2-تکبیرة الاحرام 3-قیام در موقع گفتن تکبیرة الاحرام و قیام متصل به رکوع (یعنی ایستادن پیش از رکوع) 4-رکوع 5-دو سجده

 

نیت

* باید نماز را به نیت قربت، یعنی برای انجام فرمان خداوند عالم نماز بجا آورد.

* لازم نیست نیت را قلب خود بگذارند یا مثلاً به زبان بگوید که چهار رکعت نماز ظهر می خوانم قربه الی الله.

* انسان باید فقط برای انجام امر خداوند عالم نماز بخواند، اگر کسی ریا کند، یعنی برای نشان دادن به مردم نماز بخواند نمازش باطل است؛ چه فقط برای مردم باشد و چه خدا و مردم، هر دو را در نظر بگیرد.

 

رکوع

* در هر رکعت بعد از قرائت باید به اندازه ای خم شود که بتواند دست را بر زانو بگذارد.

* اگر پیش از تمام شدن ذکر واجب، عمداً سر از رکوع بردارد نمازش باطل است و اگر سهواً سر­ بردارد، چنانچه پیش از آنکه از حال رکوع خارج شود، یادش بیاید که ذکر رکوع را تمام نکرده، باید در حال آرامی بدن دوباره ذکر را بگویدو اگر بعد از آنکه از حال رکوع خارج شد یادش بیاید، نماز او صحیح است.

* بعد از تمام شدن ذکر رکوع، باید راست بایستد و بعد از آنکه بدن آرام گرفت به سجده رود و اگر عمداً پیش از ایستادن، یا پیش از آرام گرفتن بدن به سجده رود، نمازش باطل است.

* اگر رکوع را فراموش کند و پیش از آنکه به سجده برسد یادش بیاید، باید بایستد بعد به رکوع رود و چنانچه به حالت خمیدگی به رکوع برگردد، نمازش باطل است.

* اگر بعد از آنکه پیشانی به زمین برسد، یادش بیاید که رکوع نکرده بنابر احتیاط واجب باید بایستد و رکوع را بجا آورد و نماز را تمام کند و دوباره بخواند.




طبقه بندی: احكام، 
ارسال توسط محمدمهدی
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 15 دی 1390

امام علی علیه السلام : «به گاه فتنه همچون شتر نر دو ساله باش که نه پشت و نیرویی دارد که بر او سوار شوند و نه پستانی که از آن شیر دوشند». «نهج البلاغه، حکمت 1»

بعضی‌ها در فضای فتنه، این جمله‌ی «كُن فِی الفِتنَه كَابنِ اللَّبُون لا ظَهرٌ فَیُركَبَ وَ لا ضَرعً فَیُحلَبَ» را بد می­فهمند و خیال می­كنند معنایش این است كه وقتی فتنه شد و اوضاع مشتبه شد، بكش كنار! اصلاً در این جمله این نیست كه: «بكش كنار». این معنایش این است كه به هیچ­وجه فتنه‌گر نتواند از تو استفاده كند؛ از هیچ راه. «لا ظَهرٌ فَیُركَبَ وَ لا ضَرعً فَیُحلَبَ»؛ نه بتواند سوار بشود، نه بتواند تو را بدوشد؛ مراقب باید بود.

 

در جنگ صفین ما از آن طرف عمار را داریم كه جناب عمار یاسر دائم ـ آثار صفین را نگاه كنید ـ مشغول سخنرانی است؛ این طرف لشكر، آن طرف لشكر، با گروه‌های مختلف؛ چون آنجا واقعاً فتنه بود دیگر؛ دو گروه مسلمان در مقابل هم قرار گرفتند؛ فتنه‌ی عظیمی بود كه عده‌ای مشتبه بودند. عمار دائم مشغول روشنگری بود؛ این طرف می­رفت، آن طرف میرفت، برای گروه‌های مختلف سخنرانی میكرد ـ كه اینها ضبط شده و همه در تاریخ هست ـ از آن طرف هم آن عده‌ای كه «نَفَرٌ مِن اَصحابِ عَبدالله بن مَسعود ...» هستند، در روایت دارد كه آمدند خدمت حضرت و گفتند: «یا امیرالمؤمنین ـ یعنی قبول هم داشتند كه امیرالمؤمنین است ـ اِنّا قَد شَكَكنا فی هذَا القِتال»؛ ما شك كردیم. ما را به مرزها بفرست كه در این قتال داخل نباشیم! خوب، این كنار كشیدن، خودش همان ضرعی است كه یُحلب؛ همان ظهری است كه یُركب! گاهی سكوت كردن، كنار كشیدن، حرف نزدن، خودش كمك به فتنه است.

در فتنه همه بایستی روشنگری كنند؛ همه بایستی بصیرت داشته باشند. 




طبقه بندی: حدیث،  اجتماعی، 
ارسال توسط محمدمهدی
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 15 دی 1390

حارث بن حوط به حضور حضرت علی علیه­السلام آمد و گفت: از کجا می توانم بفهمم راه شما درست است یا راه کسانی که از شما حمایت نکردند؟ اگر شما جهاد کردید عبدالله عمر، که مردی زاهد مآب بود سکوت کرد. حضرت فرمود: آیا تو حق را شناخته­ای تا اهل آن را بشناسی؟ عبدالله بن عمر نه باطل را کوبید و  نه حق را یاری کرد.

جمعی از دوستداران امام علی علیه­السلام از کشته شدن بعضی از افراد نامی، که در اسلام سوابق خوبی داشتند و در رکاب رسول خدا صلی­الله­علیه­و­آله به جهاد برخاسته بودند، سخت حیرت زده شدند. یکی از آنها به حضرت علی علیه­السلام عرض کرد: به نظر من طلحه و زبیر و ... بر حق هستند. یکی دیگر از آنها به حضرت عرض کرد: پدر و مادرم فدایت، چه خوب بود اگر واقع را بر ما عیان می نمودی، شک و تردید را از دلها می­زدودی و از حقیقت امر آگاهمان می ساختی.

حضرت به تمام  پرسش کنندگان یک پاسخ می داد با مختصر تفاوت در عبارت و آن پاسخ این بود که:

حق و باطل با منزلت رجال شناخته نمی شوند؛ ولی حق را  بشناس با پیروی کنندگان آن و باطل را بشناس با دوری گزیدن از کسی که از آن  دوری می کند.  «میزان الحکمه ج2، ص 276»

(یعنی طلحه و زبیر به عنوان اینکه در اسلام سابقه و قدر و منزلتی داشتند، میزان شناخت حق و باطل نیستند، بلکه باید حق و باطل را بشناسیم. سپس طلحه و زبیر را بر اساس آن بشناسیم تا معلوم شود آنها بر حقند یا بر باطل).




طبقه بندی: حدیث،  اخلاق، 
برچسب ها: حق و باطل/،
ارسال توسط محمدمهدی
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 14 دی 1390

در زیارت عاشورا مى خوانیم كه خدا به ما كرامت عطا كرد كه حسین شناس شدیم. آیا ما واقعاً امام حسین علیه­السلام را می شناسیم؟ آیا ما بیش از مردم كوفه امام حسین علیه­السلام را مى شناسیم؟ مردم كوفه كسانى بودند كه سالها امام حسین   علیه­السلام را در كنار امیرالمؤمنین علیه­السلام دیده بودند. كوفه به اصطلاح پایتخت حضرت على علیه­السلام بود، سالها در آنجا نماز خوانده بود، موعظه و سخنرانى كرده بود به محرومان كمك كرده بود، ایتام و بیوه زنان را سرپرستى كرده بود. بسیارى از همین كسانى كه براى كشتن امام حسین علیه­السلام آمدند از كسانى بودند كه در ركاب حضرت على علیه­السلام با معاویه جنگیده بودند. آیا فكر مى كردند روزى بیاید كه قاتل امام حسینعلیه­السلام بشوند؟! ابداً، ولى چنین روزى آمد.

این اسمش فتنه است «و إن أصابَته فِتنَه اِنقَلَب عَلى وَجهِه»؛ بعضى از افراد زیر پایشان سست است، از اول نیت بدى ندارند، دلشان مى خواهد كه به راه خوب بروند و خداپرست باشند، عبادت خدا را هم مى كنند «مِن الناس مَن یَعبُدالله» اما «عَلى حَرف» به یك شرط و در شرایط خاصى؛ همیشه خداپرست نیستند.

بنده به سهم خودم به این عزاداریها و عرض ارادتها به پیشگاه حضرت سیدالشهدا علیه­السلام و این توفیقى كه نصیب شما به خصوص جوانان عزیز و پاك گردیده كه در چنین مراسمى با این اخلاص شركت مى كنید غبطه مى خورم. خدا ان شاء الله این محبت و این عشق را روزافزون كند و این عشق را از شما نگیرد و این معرفت را ذخیره آخرتتان قرار دهد.

ولى عزیزان من! ما باید نگران این باشیم كه نكند عبادت ما هم عبادت مشروط باشد، حسین دوستى ما هم شرط داشته باشد. اگر اوضاع عوض شود، دیگر معلوم نیست ما چقدر طرفدار حضرت سیدالشهدا علیه­السلام باشیم. من نسبت به خودم خائف هستم. ان شاء الله كه همه شما ثابت قدم باشید.

در همین زیارت عاشورا مى خوانیم «و أن یُثَبِّتَ لى عِندَكُم قَدَمَ صِدقٍ فِى الدُنیا وَ الآخِره» از خدا مى خواهیم اكنون كه به حضرت سیدالشهدا علیه­السلام و اولیائش معرفت داریم و با دشمنان او دشمن هستیم، ما را ثابت قدم بدارد. براى ثبات قدم تنها شناختن امام حسین علیه­السلام كافى نیست « اَكرَمنى بِمَعرِفَتِكُم وَ مَعرِفَه اَولیائِكُم وَ رَزَقَنِى البَرائَهَ مِن اَعدائِكُم» آنهایى كه هم به روى دوستان و هم به روى دشمنان لبخند مى­زنند، جزء اینها نیستند. پیروان واقعى امام حسین علیه­السلام كسانى هستند كه با دوستان آن حضرت، دوست هستند و با دشمنان او هم دشمن هستند و خدا را شكر مى كنند كه این دشمنى را در دلهایشان قرار داده است و از خدا مى خواهند كه هم بر دوستى آنها نسبت به امام حسین علیه­السلام بیافزاید و هم آن دشمنى را هم زیاد كند. و لذا قبل از اینكه به حضرت سیدالشهدا علیه­السلام سلام كنند، ابتدا دشمنانش را لعن مى كنند اول صد بار لعن است و بعد از آن سلام.

متأسفانه امروز در میان كسانى كه ادعاى شیعه امام حسین علیه­السلام بودن را دارند، كسانى هستند كه مى­گویند باید این زیارت نامه را عوض كرد لعنهاى آن را باید حذف كرد، چون دوران خشونت گذشته است! دیگر باید به روى همه حتى به روى دشمنان لبخند زد. آرى! خنده زدن به روى دشمنان بود كه بعضى از زمینه هاى انحراف را در گوشه و كنار این كشور اسلامى بوجود آورد. ان شاء الله كه در شهر شما این گونه نیست، اما در بعضى جاها بساط اختلاط نامشروع پسر و دختر، احیاء سنتهاى كفر، استفاده از مواد مخدر و مشروبات الكلى، شب نشینیها با تماشاى فیلمهاى ویدئویى مبتذل، در بین جوانها، كمابیش وجود دارد. چرا؟ چون با ترویج فرهنگ تساهل و تسامح، بغض نسبت به دشمنان را ضعیف كردند. گفتند: به دشمنان هم باید لبخند زد. وقتى به روى دشمنان لبخند زدند، با آنها معاشرت کردند؛ در نتیجه، اخلاق، رفتار، فرهنگ و فسادشان را هم مى­پذیرند.

«آیت الله مصباح یزدی»




طبقه بندی: اعتقادی،  اجتماعی، 
ارسال توسط محمدمهدی
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 13 دی 1390

كسانى كه قصد ایجاد فتنه را دارند، حق و باطل را با یكدیگر مى آمیزند، تا زمینه اشتباه را در جامعه فراهم كنند. این افراد شعارهاى جالب، زیبا و فریبنده اى را مطرح مى كنند و در كنار آنها، شعارهاى ناحقى هم ضمیمه مى كنند. معمولاً در این قبیل موارد الفاظ متشابه، غیر شفاف و قابل اطلاق بر چند معنا به كار گرفته مى شود. همچنان كه مى دانید مفهوم برخى الفاظ شفاف و روشن نیست؛ بر خلاف الفاظى كه معناى آنها روشن است و كسى در مورد آنها به اشتباه مبتلا نمى شود.

كسانى كه قصد ایجاد فتنه و گمراه كردن مردم را دارند، الفاظ غیر شفاف و قابل مغالطه را به چند معنا استفاده مى­كنند و منظور خود را به صراحت بیان نمى­كنند. این افراد در سخنرانى­ها، بحث­ها، نوشته­ها، كتاب­ها و شعارهایشان از الفاظى استفاده مى­كنند كه قابل حمل بر معانى مختلفى است. همچنان كه مى توان آنها را حمل بر معناى حق كرد و مصادیق خوبى براى آن معرفى كرد، مى­توان معناى باطلى نیز براى آنها تصور كرد یا معناى عامى كه شامل مصادیق باطل هم بشود.

اگر چه ما در زمان حضرت امیر علیه­السلام نبودیم كه چنین اختلاطى را بین حق و باطل مشاهده كنیم، اما امروز مصداق هاى خوبى از آن را به چشم خود مى­بینیم. «آزادى»! چه لفظ زیبایى است؟ هر كس این لفظ را بشنود، دلش براى آن پر مى­زند. مگر آزادى چیزى است كه كسى از آن تنفر داشته باشد؟! پرنده­اى را تصور كنید كه مدتى گرفتار است و دائماً براى رها شدن از قفس تلاش مى­كند. چقدر زیباست اگر كسى در قفس را باز كرده او را آزاد كند!

در مقام اختلاط حق و باطل، از این مسأله صحبت نمى شود كه آیا منظور از «آزادى»، «آزادى از خدا»، «آزادى از عقل»، «آزادى از دین» و «آزادى از ارزش هاى انسانى» است یا مقصود «آزادى از جهل»، «آزادى از ظلم»، «آزادى از قیود اسارت بار»، و «آزادى از اوهام شیطانى» است؟ كدامیك از این دو معنى منظور كسانى است كه این شعار را سر مى دهند؟ اگر به صراحت گفته شود «آزادى از اوهام شیطانى»، چه كسى از این شعار ناراحت خواهد شد؟ مگر آزادى از عادات انحرافى و مواد مخدر بد است؟ آیا شما نمى پسندید كه دیگران بر ما حكومت نكنند، آنها براى ما نقشه نكشند، در امور داخلى ما دخالت نكنند و ما از چنگال اجانب آزاد باشیم؟ مگر بد است كه جامعه اى بتواند خود، تصمیم بگیرد، بر سرنوشت خود حاكم باشد و دیگران در امور او دخالت نكنند؟ اما آیا آزادى از خدا هم پسندیده است و ما باید خود را از بندگى خدا هم رها كنیم؟! آزادى از ارزشها و آزادى از عقل چه طور؟ اگر حق و باطل از یكدیگر تفكیك مى شدند و مى توانستیم و بتوانیم هر یك را متمایز از دیگرى نشان دهیم، ابهامى باقى نمى­ماند.

مولا امیرالمؤمنین علیه السلام در كلام دیگرى مى فرمایند: «اِنَّما سُمیَّت الشُبهَه شُبههً لِأَنَّها تَشَّبَهُ الحَق»

«نام شبهه را شبهه گذاشته اند، براى این كه شباهت به حق دارد». «وسایل الشیعه ج27 ص161»

لباس حق را بر تن باطل مى پوشانند تا شبیه آن و موجب انحراف شود. اگر باطل شباهت به حق نداشته باشد و مشخص باشد حق چیست و باطل كدام است، فتنه ایجاد نمى شود. پیدایش فتنه ها در نتیجه امتزاج حق و باطل است.

بنابر این، اگر كسانى قصد اصلاح دارند و واقعاً فتنه­جو نیستند و نمى خواهند حتى از همین لفظ «اصلاح» سوء استفاده كنند، باید سعى كنند الفاظ را به صورت شفاف مطرح كنند و اگر راست مى گویند، باید حق و باطل را از یكدیگر تفكیك كنند.

چرا عده­اى مقصود خود را به روشنى بیان نمى كنند؟ چون قصد در هم آمیختن حق و باطل را دارند تا بتوانند از چنین شرایطى سوء استفاده كنند. اگر كسانى واقعاً درد دین و درد اصلاح جامعه را دارند و به حال خود و جامعه دل مى سوزانند، باید شفاف سخن بگویند و سعى كنند ابهام ها برطرف گردد تا مشخص شود حق چیست و باطل كدام است و مردم بتوانند به درستى حق را انتخاب كنند. بدانید هر كس كه سعى در مطرح كردن تعبیرات همراه با ابهام دارد، سوء نیت دارد و در مقابل، هر كس سعى  مى­كند، مطالب آشكار، شفاف و بى پرده مطرح شود به گونه اى كه مصادیق آن به روشنى قابل شناخت باشد، چنین كسى غرضى ندارد. چون مقصود خود را به صراحت بیان مى كند و ابهامى در كلام خود باقى نمى گذارد. كسانى كه فریب بنى امیه و سایر سردمداران كفر و ظلم را خوردند، تحت تأثیر تبلیغات ابهام آلود واقع شدند.




طبقه بندی: اعتقادی،  اجتماعی، 
برچسب ها: فتنه/،
ارسال توسط محمدمهدی
(تعداد کل صفحات:12)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

صفحات جانبی
آرشیو مطالب
حدیث روز
اوقات شرعی
وضعیت هوا
Translat

خرید شارژ

ابزار وبمستر

عکس

تفریح و سرگرمی

دانلود

قالب وبلاگ

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا