تبلیغات
یقین - درس عاشورا


امروز :
یقین
بهترین چیز برای قلب
«زندگی بجز دینداری نیست و مرگ جز با از دست دادن یقین»

بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 11 آذر 1390

فکر کنیم چگونه شد مردمی که حسین علیه السلام را روی دست پیامبر دیده بودند- و بارها مشاهده کرده بودند که وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله بالای منبر مشغول سخنرانی بودند و حسین علیه السلام از پله های منبر بالا می آمد، پیغمبر پایین می آمدند و او را در آغوش می گرفتند، گریه او را تحمل نمی کردند، این قدر رعایت حسین علیه السلام را به مردم سفارش می کردند- چنین رفتاری با امام حسین علیه السلام کردند.

 

عوامل انحراف جامعه

سه عامل وجود داشت که معاویه از آنها استفاده می کرد. البته استفاده از این عوامل چیز تازه ای نیست، اما معاویه آن ها را خوب شناخت و به خوبی از آنها بهره برداری کرد. معمولاً همه سیاستمداران دنیا از قدیم الایام تا جدیدترین دوران در دنیای مدرن از همین سه عامل استفاده می کرده و می کنند.

 

1- تبلیغ: همه سیاستمداران سعی می کنند به وسیله آن، افکار مردم را عوض کنند و به جهتی که می خواهند، سوق دهند. از آنجا که فرهنگها و جوامع فرق می کنند، کیفیت به کار گرفتن عوامل تبلیغاتی نیز فرق می کند. آن روز عوامل تبلیغاتی در درون جامعه اسلامی مسئله اومانیسم، پلورالیسم یا حقوق بشر امروزی نبود، کسی به این حرفها گوش نمی داد، اسلام حاکم بود. مردم به پیغمبر صلی الله علیه و آله و خدا معتقد بودند، قرائت های گوناگون از دین و حرفهایی از این قبیل هم خریدار نداشت. ولی عوامل دیگری بود که می توانستند در تبلیغات از آنها استفاده کنند.

از جمله ابزار تبلیغاتی مورد استفاده در آن زمان، هنر و ادب (به ویژه شعر) بود. شعر در میان اعراب آن عصر، جایگاه بسیار مهمی داشت. معاویه سعی می کرد شعرای معروف و برجسته ای را به کار گیرد تا اشعاری در مدح او و ذمّ مخالفانش بسرایند و در میان مردم منتشر کنند.

اما آنچه برای کسانی که به اسلام بیشتر گرایش داشتند معتبر بود، قرآن و حدیث بود. لذا معاویه سعی می کرد کسانی را تقویت و تشویق کند که حدیث بسازند. ابوهریره یکی از حدیث سازان معروف، احادیث عجیبی جعل می کرد و آنها را به پیامبر نسبت می داد. مردم ساده لوح هم زود باور می کردند. همین طور کسانی که آن زمان به نام قُرّاء (علمای بزرگ دین) نامیده می شدند. معاویه به خصوص سه دسته قرّاء، شاعران و محدّثان را  به کار می گرفت تا دستگاه تبلیغات منسجم و همه جانبه ای را به نفع خود به راه اندازد.

 

2- تطمیع: عدّه ای را با استفاده از ابزار شعر، حدیث و قرآن فریب می داد، اما همه تحت تأثیر این تبلیغات نبودند. رؤسای قبیله ها را، بیشتر از راه تطمیعِ دادن پست و مقام، هدایا، جوایز سنگین و کیسه های طلا فریب می داد و آن ها را مجذوب خود می کرد. یک سکه طلا امروز برای ما خیلی ارزش دارد، یک کیسه طلا، صدهزار سکه طلا و یا حتی یک میلیون سکه طلا چقدر ارزش دارد. گفتن این ارقام آسان است ولی هنگامی که برای رئیس قبیله ای سکه های طلا را می فرستاد، کم تر کسی بود که در برابر آن سکه های طلا خاضع نشود. معاویه رؤسای قبایل را به این وسیله می خرید.

 

3- تهدید: و بالاخره سایر مردم جامعه را با تهدید، مطیع خود می کرد. به وسیله شقاوت ها، قساوت ها، ترورها و سخت گیریهای غیر انسانی، از توده مردم زهر چشم می گرفتند.

مؤمنان واقعی که ایمان در دلشان نفوذ کرده باشد، نه تنها در آن زمان کم بودند، بلکه همیشه کم بوده اند و همیشه کم خواهند بود. هنر رهبر جامعه این است که فکر و عقیده افراد متوسط را جهت بدهد. هنر یک رهبر شایسته این است که سعی کند روز به روز افکار متوسط را ولو اندکی، به سوی خیر جهت بدهد، تا آن ها به حق نزدیکتر شوند. ولی به هر حال مؤمنانی کاملی که هیچ شرایطی نتواند آن ها را عوض کند، بسیار کم هستند؛ آن زمان هم خیلی کم بودند.

معاویه با استفاده از ضعفهای فرهنگی، ضعف ایمان و ضعف شناخت، توانست به وسیله سه عامل تبلیغ، تطمیع و تهدید، مردم را به جهتی که می خواهد سوق بدهد. معاویه جامعه دلخواه خود را بعد از شهادت امیرالمومنین علیه السلام و اندکی هم در زمان امام حسن علیه السلام، ساخت و در سالهای آخر عمر خود زمینه را برای سلطنت پسرش یزید فراهم کرد.




طبقه بندی: اجتماعی، 
ارسال توسط محمدمهدی
صفحات جانبی
آرشیو مطالب
حدیث روز
اوقات شرعی
وضعیت هوا
Translat

خرید شارژ

ابزار وبمستر

عکس

تفریح و سرگرمی

دانلود

قالب وبلاگ

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا